به طور کلی رنگ را می توان به دو معنای عمده بررسی کرد که یکی مواد رنگی و کاربرد آنهاست و دیگری ادراک و مفهوم پدیده رنگ است. رنگ به عنوان پدیده ای است که در چگونگی دیدن و درک آن سه عامل دخالت دارند

enlightenedموضوع: انسان و رنگ (اصول رنگ‌شناسی و کاربرد رنگ ها در دکوراسیون داخلی)

enlightenedمدت زمان مطالعه: 10 دقیقه

enlightenedتاریخ: 18 بهمن

 

* رنگ چیست؟

 به طور کلی رنگ را می توان به دو معنای عمده بررسی کرد که یکی مواد رنگی و کاربرد آنهاست و دیگری ادراک و مفهوم پدیده رنگ است. رنگ به عنوان پدیده ای است که در چگونگی دیدن و درک آن سه عامل دخالت دارند:

1. نور به عنوان منبع فرآیند رنگ، که بدون آن رنگ اشیاء دیده نمی شود.

2. ساختار مولکولی اشیاء که باعث می شود همه یا بخشی از نور تابیده شده به آنها منعکس شود و در نتیجه به رنگ همان بخش از طیف نور که از اشیاء به چشم منعکس می شود، دیده شوند

 ٣. چشم انسان که نور بازتاب یافته از سطح اشیاء را در یک فرآیند پیچیده به وسیله سلول های نوری شبکیه تشخیص می دهد. نور پس از عبور از شبکه توسط اعصاب بینایی به شکل علائمی خاص به مغز انتقال می یابد و این علائم در مغز به عنوان رنگ ادراک می شوند.

 

* شاخه های اصلی رنگ

 چشم انسان رنگ ها را بر اساس سه خصوصیت از یکدیگر متمایز می کند:

 الف) به واسطه ی رنگین بودن خود رنگ ها که اصطلاحاً به آن ته رنگ با فام می گویند. مثل تمایز رنگ زرد قرمز و سبز از یکدیگر به دلیل رنگ هایش

 ب) به واسطه ی میزان تیرگی و روشنی رنگ ها. مثل تمایز نارنجی از بنفش و از زرد

ج) به واسطه ی میزان خلوص رنگ ها. مثل تمایز رنگ آبی در حالت خالص خود با آبی هایی که از ترکیب آبی و رنگ های دیگر ساخته شده اند.

 

انواع رنگ ها

 

* اثرات ذهنی رنگ

 رنگ ها در محیط و فضای پیرامون ما از واقعیت و نمودی غیر قابل انکار برخوردارند. آن ها به صورت مواد رنگین خالص؛ تیره و روشن و خاکستری وجود دارند و با نور منعکس شده از سطح اشیاء توسط حس بینایی انسان درک می شوند و به روی سلسله عصبی و ذهنیت و روان آدمی تاثیر می گذارد، بنابراین بخشی از تاثیر گذاری رنگ ها مربوط به نمود و شخصیت مستقل هر رنگ است که از آن می توان به عنوان قدرت بیان و زبان رنگ ها نام برد. بخشی دیگر از تاثیر گذاری رنگ ها مربوط به وضعیت ذهنی و روانی افراد در برخورد با رنگ هاست.

امروزه حتی با نوع انتخاب و استفاده از رنگ های مشخص می توان به خصوصیات روانی و شخصیتی افراد تا حدود زیادی پی برد. به عنوان مثال رنگ قرمز دارای شخصیتی متکی به خود، مسلط به امور؛ نیرومند و فعال؛ پر تحرک؛ سرشار از حس زندگی؛ سرکش و پر هیجان است. در عین حال این رنگ می تواند آزار دهنده؛ محرک عصبانیت و آشفتگی آور باشد. در مقابل رنگ آبی دارای شخصیتی آرام؛ تفکر بر انگیز؛ منطقی؛ خون سرد؛ لطيف؛ قابل اعتماد و پر رمز و راز است و تاثیر آرامش بخشی روی سیستم عصبی دارد. رنگ زرد شخصیتی دو گانه دارد. از یک طرف جذاب و محرک است و از طرف دیگر شکننده و بی دوام است. در حالت خلوص نمادی از ذکاوت و دانایی است. اما به محض رقیق و تاریک شدن نشانه بی اعتمادی؛ بی خودی و تردید است. زرد رنگی مهاجم و انعطاف پذیر است که به سرعت خاموش می شود و از انرژی می افتد. رنگ های روشن حس مرتفع بودن را به انسان القاء می کنند. اتاق هایی که دارای دیوارها و سقف روشن هستند بلند تر به نظر می آیند. در اتاق هایی که سقف با رنگ تیره هستند، ارتفاع اتاق کوتاهتر به نظر می رسد. اجزای بزرگ و روشن در جلوی زمینه تیره سبک تر به نظر می آیند. اجزای تیره در جلوی زمینه روشن قوی تر به نظر می آیند.

 

* رنگ های سرد و گرم

 سرد و گرم بودن بر پایه احساسی درونی از دیدن رنگ ها به وجود می آید. البته احساس سردی یا گرمی مربوط به حس لامسه است و شاید خیلی عجیب به نظر برسد که ما از طریق حس بینایی و با دیدن رنگ ها آن را احساس می کنیم؛ اما واقعیت این است که رنگ ها به طور مستقیم توسط حس بینایی بر همه وجود ما تاثیر می گذارند. درست همان طوری که با شنیدن صدای زیر بعضی از ساز ها ممکن است دردی جسمانی را احساس کنیم یا با دیدن برخی از بافت ها احساس زبری و خشونت یا نرمی و لطافت کنیم. واقعیت رنگ نیز چیزی است که از طریق احساس بینایی تاثیرات عمیقی بر روان و جسم انسان و سایر موجودات می گذارد. معمولا احساس سردی و گرمی رنگ ها مربوط به خاطرات آگاهانه یا ناخودآگاهی است که عناصر طبیعت مثل آب و آتش داریم. برخی از رنگ ها مثل قرمز، زرد و رنگ های مربوط به آنها را عموما گرم احساس می کنیم و رنگ هایی مثل سبز؛ آبی و ترکیب های مربوط به آن ها را معمولاً سرد و خنک احساس می کنیم. در میان رنگ ها می توان قرمز نارنجی را به عنوان پر حرارت ترین رنگ و سبز آبی را سرد ترین رنگ احساس کرد. برای سردی و گرمی رنگ ها هیچ حد و مرز دقیقی نمی توان قائل گردید؛ بلکه سرد یا گرم حس کردن آن ها بستگی به رنگ های همجوار و حس درونی مخاطب دارد. رنگ های گرم از نظر ایجاد بعد فضایی؛ معمولا نزدیکتر احساس می شوند، در حالی که رنگ های سرد حتی اگر در همان فاصله قرار داشته باشند؛ عقب تر و در فاصله ای دورتر دیده می شوند. بدین ترتیب رنگ های سرد و گرم در ایجاد دوری و نزدیکی نقش مهمی دارند و در نمایش پرسپکتیو جوی به هنرمندان کمک می کنند. آثار نقاشان امپرسیونیست عموماً با رنگ های سرد و گرم شکل گرفته اند.

 

 

اصول رنگ شناسی

 

 

* رنگ های اصلی

 منظور از رنگ های اصلی با درجه اول رنگ هایی است که معمولاً از ترکیب هیچ کدام از رنگ های دیگر حاصل نمی شوند؛ بلکه سایر رنگ ها از ترکیب آن ها با یکدیگر به وجود می آیند. رنگ های اصلی زرد ؛ قرمز و آبی در صورتی که در خالصترین حالت خود باشند و هیچ گرایشی به رنگ های دیگر در آنها دیده نشود؛ وقتی با یکدیگر مخلوط شوند؛ خاکستری بسیار تیره ای را به وجود می آورند. این نوع ترکیب رنگ را ترکیب کاهشی می گویند. برای ساختن دایره رنگ بایستی سعی شود از خالصترین زرد؛ خالصترین قرمز و خالصترین آبی استفاده شود.

زرد: زرد های متعددی در بازار وجود دارد. اما زرد اصلی زردی است که هیچ گرایشی به رنگ های دیگر در آن دیده نشود. در میان زرد های موجود؛ زرد کادمیوم با درجه تیرگی متوسط نزدیکترین رنگ به زرد اصلی دایره رنگ است. زرد کادمیوم با درجه تیره یا روشن نیز ساخته می شود. اما درجه متوسط آن از همه بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

قرمز: رنگ های تحت نام قرمز بسیار متنوع هستند و علی رغم این که گاهی به نام قرمز اصلی نیز ارائه می شوند ولی همه خصوصیات قرمز اصلی را ندارند. از مشهورترین قرمز هایی که وجود دارند قرمز کادمیوم و قرمز آليزار هستند که در انواع مختلف سیر و روشن ساخته می شوند. در عین حال هیچکدام قرمز اصلی نیستند. اما مخلوط این دو نوع قرمز به رنگ اصلی نزدیک است.

آبی: امروزه آبی های بسیار متنوعی در بازار عرضه می شوند و معروفترین آنها عبارتند از آبی اولترامارين؛ آبی کبالت و آبی پروس در عین حال هیچکدام از این آبی ها رنگ اصلی نیستند.

 

کاربرد رنگ ها

 

* رنگ های درجه دوم

هر رنگ درجه دوم معمولاً از مخلوط کردن دو رنگ اصلی ساخته می شود. به این ترتیب می توان رنگ های درجه دوم را به طریق زیر بدست آورد.

زرد + آبی = سبز               

زرد + قرمز = نارنجی   

قرمز + آبی = بنفش

 

 

* رنگ های درجه سوم

این رنگ ها از مخلوط کردن رنگ های اصلی با رنگ های درجه دوم حاصل می شوند. در واقع هر رنگ درجه سوم از اختلاط یک رنگ درجه دوم با یک رنگ اصلی بدست می آید. رنگ های درجه سوم عبارتند از: زرد نارنجی _ قرمز نارنجی _ قرمز بنفش _ بنفش آبی _ سبز آبی _ سبز زرد. به این ترتیب با اضافه کردن این شش رنگ به سه رنگ اصلی و سه رنگ درجه دوم مجموعه ی رنگ های چرخه ی دوازده تایی رنگ کامل خواهد شد. رنگ های درجه دوم را به عنوان حد فاصل یا پاساژ میان رنگ های اصلی و رنگ های درجه سوم نیز می توان نامید. در واقع از ترکیب دو رنگ مجاور هم در چرخه ی رنگ؛ رنگ با رنگ هایی حاصل می شود که به عنوان حد فاصل یا پاساژ می توان از آن ها نام برد.

 

تاثیر رنگ

 

* رنگ های مکمل

 هر یک از رنگ های درجه ی دوم مکمل یکی از رنگ های اصلی است. به عبارت دیگر از اختلاط دو رنگ اصلی رنگی به دست می آید که مکمل رنگ سوم اصلی است. به همین دلیل به رنگ های درجه دوم؛ رنگ های مکمل نیز گفته می شود. بنابراین همان گونه که از ترکیب کردن سه رنگ اصلی؛ خاکستری تیره ای حاصل می شود از ترکیب کردن دو رنگ مکمل نیز خاکستری تیره ای بدست می آید. در واقع دو رنگ مکمل وقتی با هم مخلوط شوند؛ خاصیت رنگین بودن یکدیگر را خنثی می کنند. در حالی که وقتی در مجاورت هم قرار می گیرند خاصیت رنگین بودن یکدیگر را تشدید می کنند. در دایره دوازده رنگی هر دو رنگ مکمل به صورت دو سر قطری از دایره روبروی هم قرار می گیرند. به این ترتیب مکمل بودن رنگ ها فقط به رابطه میان سه رنگ اصلی و سه رنگ درجه دوم محدود نمی شود.

بلکه همه رنگ های دیگر نیز که به صورت قطری در چرخه دوازده رنگ روبروی یکدیگر قرار می گیرند، مکمل یکدیگر هستند و مکمل زرد نارنجی رنگ بنفش آبی؛ مکمل قرمز نارنجی رنگ سبز آبی و مکمل قرمز بنفش رنگ زرد سبز است. طبیعتا تعداد رنگ های دایره رنگ را می توان به طور مناسبی افزایش داد. در این صورت باز هم رابطه مکمل بودن میان رنگ هایی که روبروی هم قرار می گیرند برقرار است. اما اضافه کردن تعداد رنگ ها هیچ الزامی ندارد. زیرا هم نام گذاری رنگ هایی که به دست خواهد آمد و هم به خاطر سپردن آنها بسیار مشکل خواهد بود.

 

تاثیر رنگ در دکوراسیون داخلی

برچسب ها :